محرم 92
امسال هم طبق روال هرسال شبهای محرم همراه بابایی به مسجد محله میرفتیم . اما امسال یه تفاوت دیگه داشت که مهتا تنها نبود چون مهد میرفت چند تا از دوستهای مهدش هم بودن که حسابی با هم بازی میکردن .... دو روز قبل از تاسوعا توی مهد برای بچه ها مراسم خاص اجرا کردن و ازمون خواسته بودن تا برای بچه ها سربند و زنجیر و پرچم و خلاصه هرچیزی که دارن بیاریم ... بعد از مراسم هم بهشون آش داده بودن .حسااابی به بچه ها خوش گذشته بود . و هر پدر و مادری هم که میومد دنبال بچه اش یه کاسه آش بهش میدادن . دستشون درد نکنه خوشحالم که برای مراسم معنوی و عزاداریمون ارزش قائلند تا توی ذهن بچه ها نهادینه بشه .... یک شب هم رفتیم نمایشگاه ماکت کرب...
نویسنده :
مامی مهتا
9:43










