لالایی های مادرانه

در طول دوران نوزادی مهتا خیلی سخت به خواب میرفت و من براش لالایی های زیادی میخوندم شاید باورش سخت باشه که هر کدوم از لالایی هارو باید چند بار تکرار میکردم تا بالاخره بعد از گذشت یک ساعت مهتا در آغوشم یا روی تاپش به خواب بره
(بقیه در ادامه مطلب)

لالایی های که برای دخترم میخونم:
لالایی کن مرغک من دنیا فسانه ست
لالایی کن طفلک من گریه ات بهانه ست
لالایی کن من بشینم قد و بالا تو ببینم
لالا یی کن من بشینم ناز چشمات و بچینم
لالایی کن مرغک من دنیا فسانه ست
لالایی کن طفلک من گریه ات بهانه ست
لالایی کن تو عزیزی من کنیزم واسه تو
لالایی کن تو امیدی من نبینم قصه تو

برات قصه میگم تا که بخوابی
دیگه اشکی نریز نکن بیتابی
میگم حکایت بره و گرگه
برات میگم که دنیا چه بزرگه
بخواب ای کودک من گریه بسه
از اشکهای تو این قلبم شکسته
نزار مروارید چشمات حروم شه
لالایی میخونم تا شب تموم شه
لالایی کن لالایی کن لالایی تویی که پاک ترین خلق خدایی
لالایی کن گل ناز قشنگم ملوس کوچیک رنگ و وارنگم

لالایی کن بخواب مامان بیداره
گل بوسه روی دستات میکاره
لالایی کن بخواب ای نور چشمام
با تو رنگ خوشی میگیره دنیام
تا خواب ببینی شاهزاده قصه
به روی اسب بالداری نشسته
تو رو میبره رو ابرهای آبی
تا رو ابرها به آرومی بخوابی
لالایی کن لالایی کن لالایی تویی که پاک ترین خلق خدایی
لالایی کن گل ناز قشنگم ملوس کوچیک رنگ و وارنگم




لالایی های مادرانه 
